نوروز 1393
عشق کوچولو و شیرین زبون مامان....
سال نو مبارک عزیزممممم . ایشالا امسالم مث سالای قبل یه سال پر خیر و برکت باشه برامون.
مثل هرسال عید رفتیم مشهد. امسال یکم زودتر راه افتادیم.آخه مامانجون اینا قرار بود از مکه بیان.
صبح روز تحویل سال یعنی بیست و نهم رسیدن و ظهر ولیمه داشتن. بعداز ظهرم تا رسیدیم خونه و یکم مرتب کردیم دیدیم 5 دقیقه مونده به تحویل سال. بدو بدو سفره هفت سینو انداختیم.با اینکه خیلی سریع پهن کردیم ولی خیلی خوشگل شد. امسال چون بچه اطرافمون زیاد بود به تو از همه بیشتر خوش گذشت و حسابی بازی کردی.
اینم از ارشیای من که آقایی شده واسه خودش! (بزنم به تخته!!!)
امسال با اینکه سرمون شلوغ بود ولی بیشتر رفتیم به دامان طبیعت!!!
اینقد به ارشیای نازم خوش میگذشت که حد نداشت....


اینم یه درخت خیلی خوشگل و جالب. فک کنم 4 قلو بود درخته!



از وقتی یادمه بعد از ظهر سیزده بدر حتما بااااید میرفتیم کوه. چقدم خوش میگذشت یادش بخیر. امسال چون سیزده بدر بابایی تهران بود و کمک نداشتم نتونستم زیاد برم بالا. ولی همینقدم خودش خیلی زیاده!!! راستش نمیدونم چرا به هیچ کس اعتماد نکردم که ارشیا رو بدم دستش که از کوه ببرتش بالا. با اینکه کسایی که باهاشون بودم همشون کوه نوردن! بابام ... عموهاو.... ولی به همه گفتم شما برید منو ارشیا باهم تا جایی که بتونیم خودمون میایم. بقیه رفتن و منو ارشیا و مامان تا اینجایی که تو عکس میبینید صعود کردیم!

اینم تقویمی که امسال واسه ارشیا دادم طراحی کردن. واسه خودمون و مامانامون.با استقبال زیادی هم مواجه شد.
خودمم دوسش دارم چون از طرح های کارتونی و شلوغ خوشم نمیاد.



نوروز 1393
